تبليغاتX
آرامش سکوت
آرامش سکوت

آدمي گر ايستد بر بام عشق،دستهايش تا خدا هم ميرسد..


موقت..

نسل من

 - نسل مادران مهربان، پدران فداكار

- نسل پناهگاه و آژير قرمز

- نسل نوشتن در دفترهاي چهل برگ كاهي

- نسل مراقب همكلاسي ها بودن

- نسل همكلاسي هاي جنگ زده

- نسل فرزندان شهيد

- نسل معلمان زحمتكش

- نسل دانش آموزان كوشا

- نسل صف هاي طولاني

- نسل كلاسهاي كوچك ، جمعيت زياد

- نسل خودكارهاي بيك

- نسل جامدادي هاي آهنربايي ، عروسكهاي سخن گو با پيراهن صورتي

- نسل صدام و رژيم بعثي

- نسل بخاري هاي نفتي

- نسل كوپن

- نسل سازندگي

- نسل آزادگان

- نسل ترسهاي واخورده

- نسل كتابهاي خوب

- نسل فيلمهاي بد

- نسل روايت فتح

- نسل اوشين

- نسل سخت كوشي بي پاداش

- نسل معدلهاي خوب

- نسل سرودهاي صبحگاهي

- نسل نظام جديد

- نسل دو ميليون دانش آموز بيشتر از ظرفيت دانشگاه

- نسل كنكورهاي سهمگين

- نسل ترس از آينده

- نسل همين كه هست بايد ادامه داد

- نسل صرفه جويي

- نسل مشكلات اقتصادي

- نسل ترس از عذاب

- نسل متعهد

- نسل درد هاي پنهان ، حرفهاي نگو

- نسل من

- نسل قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب

- نسل قصه هاي مجيد

- نسل به فكر ديگران باش

- نسل خودت را كمتر ببين

- نسل بي گناه سرزمين مادري

- نسل بي ادامه

- نسل بي تكليف

- نسل خسته

- نسلي كه دلش مي خواهد كمي شاد باشد حالا كه دارد پير مي شود

همين !!

شنبه سی ام خرداد 1388 توسط فرشته ی مهربون |

انگاری قلبم دلش میخواد بمیره....

من و انتظار و کابوس تنهاییییییییی

...........................................

.................  اگه این بهارم برنگردی خونه.....

....................................من و رها کن از این فکر تنهایی.......

........................................................................من و رها کن.....

پ ن : واقعا سخته كه روياهات بهت دروغ بگن...! 

        واقعا سخته كه روياهات بهت دروغ بگن...! 

        واقعا سخته كه روياهات بهت دروغ بگن...! 

       واقعا سخته كه روياهات بهت دروغ بگن...! 

       واقعا سخته كه روياهات بهت دروغ بگن...! 

سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 توسط فرشته ی مهربون |

                  دنيا قصيده بود ولي تو غزل شدي . . .

        

یکشنبه دهم خرداد 1388 توسط فرشته ی مهربون |

برای....

به یاد تمام خاطراتی که توی زندگیم اومدن و هنوز خاطره هستن و هستن و همیشه هستن.....

( آخ.... یه نفس عمیق و یه بغض داغ کوچولوی بزرگ....! و یه عالمه حرف نگفته قورت داده... )

دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 توسط فرشته ی مهربون |

آهای!
انسان‌های خوش‌برخوردِ مودبِ مهربان!

مرا معاف کنید
من این روزها
لبخندم درد می‌کند
....

دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 توسط فرشته ی مهربون |

خیلی تنهام.. نیاز دارم سرمو به یه شونه تکیه بدم...

نمیدونم چه حکمتیه که با وجود اینکه یکی باشه که دوسش داشته باشی بازم احساس تنهایی کنی...

انگار این حس مشترک تمام خانومهاست.....

خیلی خسته ام.دلم گریه میخواد...

دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 توسط فرشته ی مهربون |

انتظار....

 
 روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد 

و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت

روزی که کمترین سرود 
بوسه است

 و هر انسان

برای هر انسان

برادری ست

روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند

قفل افسانه ایست

و قلب برای زندگی بس است

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است

تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی

روزی که آهنگ هر حرف، زندگی ست

تا من به خاطر آخرین شعر، رنج جستجوی قافیه نبرم

روزی که هر حرف ترانه ایست

تا کمترین سرود بوسه باشد

روزی که تو بیایی، برای همیشه بیایی

و مهربانی با زیبایی یکسان شود

روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم ...

و من آنروز را انتظار می کشم

حتی روزی

که دیگر

نباشم.......

جمعه چهارم اردیبهشت 1388 توسط فرشته ی مهربون |

چیز هاییکه خداوند در مورد آن ها از تو سوال نمی کند

۱.      خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می شدی، بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟

2.      خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود، بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوشامد گفتی؟

3.      خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی، بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟

4.      خداوند از تو نخواهد پرسید بالاترین میزان حقوق تو چقدر بود، بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاور گرفتن آن بودی؟

5.      خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود، بلکه از تو خواهد پرسید آیا آن را به بهترین نحو انجام دادی؟

6.      خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی، بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟

7.      خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می کردی، بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟

8.      خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود، بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟

9.      خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی، بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.

10.  خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مقاله را برای دوستانت نخواندی، بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی می کردی؟

شنبه بیست و نهم فروردین 1388 توسط فرشته ی مهربون |

 

 گفته بودی که چرا محو تماشای منی

 انچنان محوکه یک آن مژه  بر هم نزنی 

 مژه بر هم نزنم تا که ز یادم نرود 

 ناز چشمان تو  قدر مژه  بر هم زدنی

یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 توسط فرشته ی مهربون |

17/1/88

 
خدایا متبرکم کن که همه را دوست بدارم
حتی آنان که .....!
 
 
 
 
 
 

پ ن: دارم مهم ترین تصمیم زندگیمو میگیرم.. خدایا کمکم کن که برام مثل مثل بهشت باشه. از تو میخوام چون تواناترین تویی.....

دوشنبه هفدهم فروردین 1388 توسط فرشته ی مهربون |

بنویس

 خسته شدم ،

اونقده خسته که نگو ،

همه دلتنگی من که گفنتی نیست، بنویس

 

جمعه نهم اسفند 1387 توسط فرشته ی مهربون |

 
 
                   حضوری مشکوک در درون و
                   حضوری مشکوک در برون
                   مرزی مشکوک میان برون و درون
                   عشق را چگونه باز شناختی ...؟
 

چهارشنبه سی ام بهمن 1387 توسط فرشته ی مهربون |

دهانم را از چهره ام باز کن

و به آنانی ده

.که دلی برای سخن گفتن دارند و دهانی ندارند

                                                                        شمس لنگرودی

                                               

 

دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 توسط فرشته ی مهربون |

           

               من امتداد ساده ی یک دوست داشتن مطلق ام

               

شنبه نوزدهم بهمن 1387 توسط فرشته ی مهربون |

بی قرار که می شوی
تمام قرارهایت به یادت خواهد آمد
محو می شوی در تصویری که روزگاری روئیایت بود
بی قرار که می شوی
نقش می زنی با چشمانت برای چشمهایش
لبخند تلخی به خودت تحویل می دهی
و طعمی شبیه خرمالوی کال را مز مزه می کنی
بی قرار که می شوی
سیگارهای پاکت سیگارت زود به زود خالی می شود
و ریه هایت پر می شود از توهم
بی قرار که می شوی ....

چهارشنبه نهم بهمن 1387 توسط فرشته ی مهربون |

دلم گرفته.... میخوام گریه کنم...

دلم هيچي نمي خواد، دلم گرفته، كاش مي شد چند روزي اصلا تو دنيا نباشم، هم روحم خستس هم جسمم! چشم كه بهم مي زنم گونه هام خيس مي شن... كاش مي شد مي رفتم تو كما يا يه خواب چند ساله، حتي نوشتنم هم نمياد، حتي دلم آبي و سفيد هم نمي خواد!!! چشام خسته شده از بس سعي كردم آبي ببينم، حالم خوب نيست....

دوشنبه شانزدهم دی 1387 توسط فرشته ی مهربون |

میگویند معشوق در نظر عاشق زیباست

به من بگو تو هر روز زیباتری یا من عاشق تر

دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 توسط فرشته ی مهربون |

دوشنبه سیزدهم آبان 1387 توسط فرشته ی مهربون |

تو چنگ ابرای بهار افتادم و در نمیام..

چشمامو سرزنش نکن از پسشون برنمیام....

!!

چهارشنبه یکم آبان 1387 توسط فرشته ی مهربون |

راز

به درخت بادام گفتم:

"خواهر با من از عشق بگو..."

شکوفه داد......

چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 توسط فرشته ی مهربون |



رویاها چقدر دورند وقتی شاعری دلتنگ میشود...
fereshteye_mehraboon24@yahoo.com

RSS 2.0

Designed By ParsTheme