تبليغاتX
آرامش سکوت
آرامش سکوت

آدمي گر ايستد بر بام عشق،دستهايش تا خدا هم ميرسد..


 دنبال ظواهر نرو، اونا مي تونند گولت بزنند..

دنبال کسي برو که خنده رو لبت مينشونه و آرومت میکنه..

چون فقط يه لبخند ميتونه کاري کنه که يک شب تاريک روشن به نظر برسه .

اوني رو پيدا کن که باعث ميشه قلبت لبخند بزنه .......

پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 توسط فرشته ی مهربون |

خدا می خواست دوست داشتن را تجربه کند..

آدم را خلق کرد..

و آدم عاشق حوا شد..

و حوا نمی دانست چطوری عاشق شود.....

...................................خدا سیب را آفرید.!!!!

پنجشنبه پانزدهم تیر 1385 توسط فرشته ی مهربون |

برای تمام کسانی که دوران فرشته بودنشان را هنوز به فراموشی نسپرده اند..

مطلب فوق العاده جالبی رو در وبلاگ یکی از دوستان خوندم... خواستم دوستان نازنینم هم از عمق این مورد مطلع شوند.. هرچند میدونم کسانی که میهمان وبلاگ من میشوند همه از سطح درک و شعور بالا و قابل تحسین برخوردارند:

به گمان من، تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می داری. (نكته اي از نامه چارلي چاپلين به دخترش)

............................................................................................................................

حسرت همیشگی
حرف های ما هنوز نا تمام...
تا نگاه می کنی :
                      وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از ان که با خبر شوی
لحظه عزیمت تو نا گزیر می شود
ای...........
ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان
        چه زود
                 دیر می شود

سه شنبه سیزدهم تیر 1385 توسط فرشته ی مهربون |

می گذريم از کنار هم
با يک بليط يکطرفه از حجم های مشترک
در امتداد دور شدن پيش می رويم؛
و حسرت اينکه بمانيم و سـير ببينيم...!!
حالا ديگر تنها سکوت
بهانه ای است برای
اشکی که گاهگاه بر آستين خاطره ها خشک می شود ......

دوشنبه دوازدهم تیر 1385 توسط فرشته ی مهربون |

آسمان اینجا آبیست... من بین غریبه ها نیستم.... همه آشنایند اما....!!!!!
      هیچ آشنایی نیست...می دانی؟!!

      دلم بین این همه آشنایان غریبه.....

         آه... نمیدانم چه بگویم!!

                                              

                                                     ****************

 شدم عین اون ماهی قرمز کوچولوهه ...
که هر چقدر گریه کرد...
کسی  اشکاشو تو آب ندید ...!!
...........................!

 

شنبه دهم تیر 1385 توسط فرشته ی مهربون |



رویاها چقدر دورند وقتی شاعری دلتنگ میشود...
fereshteye_mehraboon24@yahoo.com

RSS 2.0

Designed By ParsTheme