تبليغاتX
آرامش سکوت
آرامش سکوت

آدمي گر ايستد بر بام عشق،دستهايش تا خدا هم ميرسد..


برای وقتی که ...

حس عجیبیست !

 درست مثل زیر باران ماندن . خیس شدن .

 

دوستی می گفت خوبی باران به این است که کسی اشکهایت را نمی بیند ! 

اشک های بی صدا که دیدن ندارد . 

دلم گرفته است از تنهایی های بی دلیل

 و سنگ صبور شدن های بی دریغ

و درد این دل که با این همه محبت چند روزی است که  سنگ صبورش

                                                                                     تنها همدم زندگی اش هم..........!! 

شاید اگر زندگی ساده باشد راحت تر بگذرد

 و شب های پر خاطره و بی صدا بیشتر می شوند

 و من هر شب آسوده تر  چشمانم را می بندم

و به رویایت لبخند شیرینی می زنم

و سر به هوایت می شوم

و سر به هوایت می مانم  ..

ای  که  تمام خاطراتم بوی نفس های تو را می دهد ...  

آبی آسمان هم  به اندازه  ی تو  در یادم نمانده است.....

جمعه هجدهم اسفند 1385 توسط فرشته ی مهربون |

ای بهترین

                      مرا در آغوش خود نگه دار.......

پنجشنبه دهم اسفند 1385 توسط فرشته ی مهربون |

نگاهت مي کنم ... بعد از اين همه روز ديدن و نديدنت .
حالا که يک نفس بيشتر بين ما فاصله نيست ?
-و من مي دانم که اين رويا نيست -
ماندني شو!
تمام شبهاي سردم
نگران دست هاي گرم توست
و شبهاي سرد تو
در انتظار نگاههاي پاك و عاشق من.
بارها گفته اي كه ما باهم خوشبختترين هستيم
و من به حرفهاي تو ايمان دارم...
من و تو وخداي مهربانمان....

شنبه پنجم اسفند 1385 توسط فرشته ی مهربون |



رویاها چقدر دورند وقتی شاعری دلتنگ میشود...
fereshteye_mehraboon24@yahoo.com

RSS 2.0

Designed By ParsTheme