|
نگاه مرد مسافر بروي ميز افتاد...چه سيب هاي قشنگي!
و ميزبان پرسيد:قشنگ يعني چه؟
-- قشنگ يعني تعبير عاشقانه اشكال و عشق تنها عاشق تو را به گرمي يك سيب مي كند
مانوس و عشق تنها عشق مرا به وسعت اندوه زندگي مي رساند.
مرا مي رساند به امكان يك پرنده شدن...
حال شب شده بود...
چراغ روشن بود و چاي مي خوردند.
"چرا گرفته دلت؟!مثل انكه تنهايي...چقدر هم تنها!
خيال مي كنم دچار ان رگ پنهان رنگ ها هستي.
دچار يعني عاشق!
و فكر كن كه چه تنهاست اگر كه ماهي كوچك دچار آبي درياي بيكران
باشد...!!!"
چه فكر نازكي.
خوشا به حال گياهان كه عاشق نوراند.ودست منبسط نور روي شانه ي انهاست!
نه!وصل ممكن نيست.
هميشه فاصله اي هست.دچار بايد بود.
وگرنه زمزمه ي حيات ميان دو حرف حرام خواهد بود.
"و عشق صداي فاصله هاست!صداي فاصله هايي كه غرق ابهامند..."
نه...صداي فاصله هايي كه مثل نقره تميزند و با شنيدن يك،هيچ مي شوند.
عاشق هميشه تنهاست و دست عاشق در دست ترد ثانيه هاست.. |