|
این روزها دیوار من عجیب کوتاه شده...
این روزها من گم شدم، گم شدم و دیگر کسی مرا پیدا نخواهد کرد
این روزها شبیه تابلوهای نقاشی شدم،
نقاشی های پیکاسو و فریادهای گرونیکا...
این روزها خودم نیستم . مشتی از یک آدم مانده از من و دیگر هیچ...

این روزها دلم جا ندارد
این روزها زیاد شب می شود...
این روزها شاید تکرار می شوم..
این روزها کسی نمی گوید حالت چطور است....!
این روزها با اینکه ماه گم شده اما ، شب ها تا صبح روشن است!
برای شعرهایم اسمی بگذار، یا رنگی!
می دانی؟!
یادم نمی رود شما را...
.
.
.
یادم نمی رود شما را... |