تبليغاتX
آرامش سکوت
آرامش سکوت

آدمي گر ايستد بر بام عشق،دستهايش تا خدا هم ميرسد..


بهترین دوست تو کسی است که سکوتت را به درستی معنا کند..

 

 

 یه بنده ی خدا ،یه روز به من گفت:احساس میکنم زیاد از زندگیت راضی نیستی،خوشبخت نیستی!
انقدر تعجب کردم که باورم نشد اصلا چنین چیزی شنیدم..
اومدم اینو بگم که:اینجا مثل یه دفتر یادداشت می مونه،شادیهام و با هرکی دوست داشته باشم توی دنیای واقعی قسمت میکنم، و دلگیری هامو چون میخوام فقط مال خودم باشن و چون میدونم با نوشتن سبکتر میشن روی شونه هام،اینجا مینویسم . بنابر این هیچکس مجبور نیست وبلاگ من و بخونه که بعدش بخواد چنین نظرات کارشناسی ارائه بده...
حالا محض اطلاع ایشون مینویسم که من عاشق زندگی ام چون به نظرم همه چیزش قشنگه حتی سختیهاش چون خدای قشنگ خودم همشون و برام تدارک دیده پس قطعا بهترین نتیجه ها در پس هر اتفاق انتظارمو میکشه.
                                                                 
"فرشته ی مهربون"

یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 توسط فرشته ی مهربون |

بی تو نمیگذره این روز و روزگار....

                       young man and 
young woman holding 
hands. fotosearch 
- search stock 
photos, pictures, 
images, and photo 
clipart

من با تو دلخوشم

                   وقتی کنارمی

                                 وقتی تو یارمی

                                                دار و ندارمی......

چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 توسط فرشته ی مهربون |

 couple embracing, 
close-up. fotosearch 
- search stock 
photos, pictures, 
images, and photo 
clipart

"براي همه وقت هايي كه مرا به خنده واداشتي.

براي همه وقت هايي كه به حرف هايم گوش دادي.

براي همه وقت هايي كه به من جرات و شهامت دادي.

براي همه وقت هايي كه با من شريك شدي.

براي همه وقت هايي كه با من به گردش آمدي.

براي همه وقت هايي كه خواستي در كنارم باشي.

براي همه وقت هايي كه به من اعتماد كردي.

براي همه وقت هايي كه مرا تحسين كردي.

براي همه وقت هايي كه باعث راحتي و آسايش من بودي.

براي همه وقت هايي كه گفتي "دوستت دارم"

براي همه وقت هايي كه در فكر من بودي.

براي همه وقت هايي كه برايم شادي آوردي.

براي همه وقت هايي كه به تو احتياج داشتم و تو با من بودي.

براي همه وقت هايي كه دلتنگم بودي.

براي همه وقت هايي كه به من دلداري دادي.

براي همه وقت هايي كه در چشمانم نگريستي و صداي قلبم را شنيدي.از تو متشکرم گل من "

جمعه دوازدهم بهمن 1386 توسط فرشته ی مهربون |

دوباره آمدی
کنار پنجره شعری نوشتی و رفتی؟
این بار صدای قدم های تو را
از پس پرده ی گاه و بیگاه گریه شنیدم ...
حالا به اولین ستاره که رسیدی بپرس :
کدام شاعر غزلپوش
                    شبانه  عشق را
                               در برگهای ولنگار دفتری کهنه می نوشت !

 یار خاطر

یکشنبه هفتم بهمن 1386 توسط فرشته ی مهربون |



رویاها چقدر دورند وقتی شاعری دلتنگ میشود...
fereshteye_mehraboon24@yahoo.com

RSS 2.0

Designed By ParsTheme