آدمي گر ايستد بر بام عشق،دستهايش تا خدا هم ميرسد..
حضوری مشکوک در درون و
حضوری مشکوک در برون
مرزی مشکوک میان برون و درون
عشق را چگونه باز شناختی ...؟
چهارشنبه سی ام بهمن 1387 توسط فرشته ی مهربون |
دهانم را از چهره ام باز کن
و به آنانی ده
.که دلی برای سخن گفتن دارند و دهانی ندارند
شمس لنگرودی
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 توسط فرشته ی مهربون |
من امتداد ساده ی یک دوست داشتن مطلق ام
شنبه نوزدهم بهمن 1387 توسط فرشته ی مهربون |
بی قرار که می شوی تمام قرارهایت به یادت خواهد آمد محو می شوی در تصویری که روزگاری روئیایت بود بی قرار که می شوی نقش می زنی با چشمانت برای چشمهایش لبخند تلخی به خودت تحویل می دهی و طعمی شبیه خرمالوی کال را مز مزه می کنی بی قرار که می شوی سیگارهای پاکت سیگارت زود به زود خالی می شود و ریه هایت پر می شود از توهم بی قرار که می شوی ....