تبليغاتX
آرامش سکوت
آرامش سکوت

آدمي گر ايستد بر بام عشق،دستهايش تا خدا هم ميرسد..


برای....

به یاد تمام خاطراتی که توی زندگیم اومدن و هنوز خاطره هستن و هستن و همیشه هستن.....

( آخ.... یه نفس عمیق و یه بغض داغ کوچولوی بزرگ....! و یه عالمه حرف نگفته قورت داده... )

دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 توسط فرشته ی مهربون |

آهای!
انسان‌های خوش‌برخوردِ مودبِ مهربان!

مرا معاف کنید
من این روزها
لبخندم درد می‌کند
....

دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 توسط فرشته ی مهربون |

خیلی تنهام.. نیاز دارم سرمو به یه شونه تکیه بدم...

نمیدونم چه حکمتیه که با وجود اینکه یکی باشه که دوسش داشته باشی بازم احساس تنهایی کنی...

انگار این حس مشترک تمام خانومهاست.....

خیلی خسته ام.دلم گریه میخواد...

دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 توسط فرشته ی مهربون |



رویاها چقدر دورند وقتی شاعری دلتنگ میشود...
fereshteye_mehraboon24@yahoo.com

RSS 2.0

Designed By ParsTheme